.
                        
موضوعات سايت
جستجو


تبادل لينك

http://backlinks.ir

http://tarikhema.ir/link

http://tarikhema.ir/directory

http://mamlekate.ir

http://link.hamfaz.com/

http://iranarena.net

پيدايش نهضت خميني در پرتو حماسة حسيني(زهره قمري)
پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348
بي‌ترديد، محور و مبدأ چنين انقلاب سترگي كه بزرگ‌ترين و شكوهمندترين پديدة قرن معاصر است، چيزي مگر سعي و تلاش پي‌گير رهبر فرزانة آن، حضرت امام خميني(س) در راستاي تحقق آرمانهاي والاي مذهبي و ديني نيست كه به يمن قيام و قوام روحاني‌اش و با رمز مقدس توحيد و بر اساس عنصر دين‌مداري و شرك‌زدايي، شكل گرفت و بشارت سعادت و رستگاري و نيل به مقامات ملكوتي را براي بشر خاكي به ارمغان آورد.

به راستي، آينده‌نگريهاي حضرت امام خميني(س) و ابعاد وسيع تفكرات الهي‌اش كه ملهم از مفاهيم آيات نوراني قرآن كريم و روايات اسلامي حضرات معصومين(ع) است، همه به تحقق پيوست و چشم حق‌بين دنيا به ديدة تأمل و تدبّر نگريست آنچه را كه مي‌تواند در وراي ضمير حق‌طلب انساني رحماني نهفته باشد و اينكه آدمي با تربيت روح ملكوتي‌اش خواهد توانست ارجح مخلوقات و با تقويت نفس ملكي‌اش اذلّ آنان گردد.

استاد الهي و پدر رحماني ما، جناب آقاي يعقوب قمري شريف آبادي، در بيان عظايم باطني و حقايق لدنّي آن عارف ربّاني چنين مي‌فرمايند: «امام خميني(س) پس از شكستن سدّ (كفر و الحاد)، دروازه‌هاي حكمت و معنويت قرآن را به سراسر جهان گشود و همچون خورشيد فروزان و ماه درخشان در آسمان دين، پرده از حقايق قرآن و لطايف كلمات ائمة اطهار(ع) برداشت و دنياي قرن بيست و يكم را به دانشگاهي بس‌شگرف در فراگيري الفباي عرفان علوي تبديل كرد و همچنين ابواب كرامت و اسرار قدرتهاي خارق العادة دروني را به روي انسانهاي اين عصر،‌ بالاخص مشتاقان فتوّت و جوانمرديِ خويش باز نمود.»[1]

و لذا در تشريح روح لطيف و عرفاني حضرت امام خميني(س) همين بس كه او از تبار طهارت‌يافتگان محفل عشق و ارادت و از جمله ادب‌آموزان ادبستان عرفان و صداقت بود كه عمري صرف اين مهم نمود تا عشاق حريم ولايي به سرمنزل مقصود ره نمايند و طالبان جلال و جمال الهي در تحت عمل به فرامين ديني و معنوي و پرورش و مراقبت باطني به مدارج اعلا علّيين و معارج والاي كمّلين دست يازند. از اين‌رو، عصر نوين انقلاب اسلامي با زعامت آگاهانة آن رهبر روحاني و با الهام از نهضت حسيني آغاز حيات گرفت و بازتاب حماسه‌آفريني‌هاي ياران خميني، نه تنها در ايران كه در تمام مرز و بوم جغرافيايي گسترس يافت و سرمنشأ اكثر تحولات مهمّ انقلابي و حركت‌هاي خودجوش مردمي و تأثيرات عظيم معنوي گشت.

«امام خميني(س) براي پيشبرد مقاطع مختلف قيام، از مراسم عاشورا بيشترين بهره را بردند و حركات و بيانات عظيم الشأن، به روشني نشان مي‌دهد كه طبيعت حركت امام خميني، همان طبيعت حركت حسيني است و در پرتو اين حقيقت، بايد به نهضت امام نگريسته شود.»[2] به درستي كه پس از نهضت پربار حسيني، در هيچ جاي گيتي، انقلابي با چنين ابعاد وسيع و زواياي معنوي ديده نشده است؛ به‌گونه‌اي كه انعكاس اين حماسة پرشكوه و ماندگار و خاطرة جانفشاني ياران راستين حق، تا اعصار و قرون در ذهن‌هاي هوشيار و دلهاي بيدار، زنده و متجلّي خواهد بود و از آن به عنوان الگوي پايدار و فناناپذير انساني ـ اسلامي نام برده خواهد شد و سرآغازي براي آيندگان خواهد گشت تا اين قيام الهي را به فال نيك گيرند و جان خويش را در چشمة زلال افكار و انديشه‌هاي ناب حضرت امام(س) شستشو بخشند و در امتداد خطّ‌ سرخ عشق تا به سرمنزل خورشيد ره پويند.

اگرچه تا كنون انقلابات بسياري در سراسر جهان، پديدار گشته‌اند و غالباً هر كدام به تنهايي سرنوشت ملتي را متحوّل ساخته‌اند؛ ولي گاهاً پس از گذشت مدتي،‌ به علت ضعف مقصود مشترك و نداشتن هدف متعالي و مهم‌تر از آن، بر اثر عاري بودن از روح معنويت و وحدت كلمه، به سرعت و يا به ندرت از دور گردش روزگار به دور افتادند و در زير چرخهاي ارّابة زمان، محو و نابود شدند و يا چنانچه اثري هم از برخي از آنها بر جاي مانده باشد، از شدّت و حدّت اوّلية آن كاسته شده و به بوتة فراموشي سپرده شده است؛ در حالي كه از وجوه افتراق و آشكار انقلاب خميني از ساير انقلابهاي جهاني، ريشه‌دار بودن در دين و فرهنگ اصيل اسلامي است كه باعث تابندگي و گستردگي هرچه فزون‌تر آن نيز شده است.

آري، نهضت بابركت و پرشور امام خميني(س)، داستان راستانِ پاكبازاني از نسل صالحان و جوانمران است كه با تأسّي از فرهنگ بزرگ عاشورا و با تبعيّت از فرامين الهي آن پير فرّخ‌لقا، با مشت‌هاي آهنين و گامهاي پولادين در برابر تمامي قدرتهاي تا به دندان مسلّح دنيا ايستادند و با قوة ايمان و اتّكا به نفس و اعتماد به خود و بازگشت به اسلام،‌ مشتي محكم بر دهان جبّاران زمان كوفتند و بر عليه طاغيان جور و راهزنان جان ـ كه حميّت و حيثيّتمان را لگدمال هوسها و خواهش‌هاي نفساني خويش ساخته و شرافت و هويّتمان را به دست اجنبي سپرده و عفّتِ نواميسمان را ربودند و آنان را چون كالايي بي‌قدر، تنها براي ارضاي اميال شهواني مردان پست، به سوي كافه‌ها و مراكز فحشا روان داشتند و براي رسيدن به اوج قدرت برتر از هيچ خفّتي فروگذار نگشتند ـ قد عَلَم نمودند و با سلحشوري و صلابت ايمان، شيشة عمر ديوِ خبيث شكستند و دودمان پليدش بر باد هلاك دادند و طشت رسوايي‌شان را از بام جهان به زير افكندند.

همان مفسدان جهانخواري كه به اسم تروريست‌زدايي، بي‌شرمانه دست به تجاوز و طغيان زده و در صدد پايمال كردن حقوق مادي و معنوي جوامع مستضعف بشري گشته‌اند و با سرقت انديشه‌هاي خلاّق و شبيخون فرهنگي و نشر و توسعة فرهنگ مبتذل غرب، قصد آن دارند كه در قلوب جوانان اين آب و خاك، خلل ايجاد كنند و آنان را به سوي انحطاط و انحرافات اخلاقي و مذهبي كشانند و از مسير ما سوي الله به دور دارند، تا بدين‌وسيله، ذخاير اصيل اسلامي ما را به باد يغما دهند و منابع عظيم خدادادي‌مان را در راه هوسهاي نفساني خويش به تاراج برند و انقلاب الهي‌مان را در دهليز زمان، مدفون كنند.

امّا با وجود تمام تبليغات سوء دشمنان اسلام و انقلاب و همة تهديدها و فشارهاي اقتصادي و نظامي، همچنان نهضت مقدس خميني، پابرجا و مستحكم ايستاده است و روز به روز در مسير پيشرفت و توسعه گام برمي‌دارد و نه تنها از قلمرو وسيع و سير بنيادين خود عقب‌نشيني نكرده است؛ بلكه به بركت امدادهاي الهي و به يمن توجّهات غيبي آن مرد رحماني در تمام عرصه‌هاي ديني و سياسي و اقتصادي، توان هم‌آوردي با قدرت‌هاي بزرگ جهاني را دارد و مي‌تواند با توكل به نيروي قدرتمند ايمان و توحيد، باعث تضييع و تباهي سردمداران مستبدّ شرق و غرب گردد و آنها را به مرز چالش كشاند.

از اين‌رو «نهضت امام خميني بايد در تداوم نهضت عاشورا و در پرتو اين نهضت، تبيين و درك شود تا راه انقلاب اسلامي در طول تاريخ و در حوادث و تحوّلات گوناگون،‌ كمرنگ و يا گم نشود.»[3] و اين امر ميسّر نيست، مگر در فراسوي عمل به تعاليم انسان‌ساز اسلامي و زنده نگه‌داشتن ياد و نام و آرمانهاي معنوي آن يار صاحبدل، كه با تمسّك به حبل المتين معنويت و انسانيتِ مردان خدا و با روي آوردن به وحدت و همدلي و دوري از تفرقه و جدايي، جلوه و جلا مي‌يابد و متضمّن سعادت و كاميابي انسان در دنيا و عقبا مي‌باشد.

«الحمد لله الربّ‌ العالمين»

[1]. زن، طائر فردوس يا ساحر دوزخ، لطايف عارفانه، ص 367، ش 262.

[2]. فصلنامه حضور، مؤسسه چاپ و نشر عروج، تابستان و پاييز 1375، ش 16، ص 260.

[3]. همان، ص 259.

 
 

مرتبط باموضوع :

 زندگی نامه حضرت خدیجه  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 4057 مشاهده
 نگاهي گذرا به رابطه دين و بهداشت روان( حمیده قمری)  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 4408 مشاهده
 زندگی نامه پروین اعتصامی، شاعره معاصر  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 3568 مشاهده
 امام و ادبيات پس از انقلاب(ماه سلطان نعيمي)  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 1981 مشاهده
 
 
 
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب