.
                        
موضوعات سايت
جستجو


تبادل لينك

http://backlinks.ir

http://tarikhema.ir/link

http://tarikhema.ir/directory

http://mamlekate.ir

http://link.hamfaz.com/

http://iranarena.net

در پرتو مهتاب شكرانة محبت(زهره قمري)
پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348
و امّا طليعه سخن،‌ شكرنامه‌اي است در مدح بزرگ‌مردي از تبار عارفان و عاشقان، فرهيخته‌اي از قبيله دين و قرآن، و مينوچهره‌اي از ديار آفتاب و ايمان، امير مَه‌نشان و عارف درّفشان، جامع كمالات رحماني، استاد روحاني، يعقوب قمري شريف‌ آبادي. مربّي وارسته و صاحبدل روشن‌ضميري كه در «فروغ محفل روح‌ الله» به هدايت شيفتگان بزم روح الله و پيروان صديق راه ولايت و معنويت همّت گماشته،‌ ادب‌آموز رهروان صراط كمال و فيض‌بخش پيروان جوياي وصال گشته، طريق ملكوتي پويندگان سُبُل سلامت را به انوار ملكوتي خويش روشني بخشيده، پرده از اسرار لطيف قرآني و نكات ظريف عرفاني برداشته و عاشقان جمال محبوب را به طلعت كمال مطلق آراسته است.

همچنين زبان شِكرريز قلم را در وصف همسر مكرّم و يار و همراه هميشگي ايشان، پروانه دلشده گلشن صفا، ريحانه روح‌نواز بوستان وفا، ساجده نيك‌سيرت آستان ولا،‌ مادر عارفه ومؤمنه‌مان، بانو رقيه خاتون حيدري مترنّم مي‌سازيم؛ بانوي عفيف و عزيزي كه همپاي آن سرور آسماني و مربي معنوي عمري در مكتب عشق و عرفان طيّ طريق نمودند و همراه آن استاد الهي و رحماني، سرمايه زندگي‌شان را در راه اعتلاي حقايق ناب نبوي و كمالات والاي علوي و معارف زلال فاطمي مصروف داشتند و فرزندان و خواهران ايماني را وامدار الطاف و عنايات بي‌دريغ خويش ساختند.

پس اگر نبود اندرزهاي اخلاقي و ارشادهاي الهي اين دو نور پرفروغ ديده دل و دو گل معطر حديقه جان، ندانيم كه در كدامين سير نزولي و در چه مرتبت مادي قرار داشتيم و چگونه گذران عمر مي‌كرديم. شكر خداي رحمان را كه چشم دلمان را به بركت انوار لطيف و هدايتگر مربيان ملكوتي بينا ساخت و ما را مرهون معرفت فرهيختگاني از عرصه عشق و شرافت قرار داد كه از حُسن سيمايشان مه و خورشيد خجل شوند و از جوشش حكمتشان همه خلق در شگفت مانند؛ آنان كه به جمال و كمال بي‌نهايت عروج كنند و در منزل مبارك صبر و صفا مأوا گزينند و بر رواق انديشه‌هاي جوياي حقيقت، لمعاتي از لطايف و ظرايف حكمت را پرتوافشان نمايند.

و سپاس بر او باد كه ما را مدد فرمود تا به يمن هدايت‌بخشي‌هاي انسان‌ساز ايشان در مسير شناخت عارف ربّاني و عالم روحاني، يگانه عصر و دردانه دهر، حضرت امام خميني(س) و انقلاب جهاني وي گام برداريم و هماره در اين راه مبارك از رهنمودهاي معنوي‌شان بهره‌مند گرديم.

سلام و درود خداوند و ساكنان سرادق ملكوت بر ايشان باد كه ما را رهين منّت و محبت بي‌پايان خويش نمودند و دل‌هايمان را به پرتو عشق الهي زنده داشتند و آينه ضميرمان را از زنگار تمنيات نفساني و تلبيسات شيطاني زدودند و چشم بصيرتمان را به روي حقايق ملك و ملكوت باز كردند و در تلخ‌ترين لحظات محنت و دردناك‌ترين دقايق غربت، مايه سُرور و بهجت باطني‌مان بودند و همواره ما تشنگان زلال معنا را از شهد شيرين كرامات و كمالات ربوبي خويش برخوردار ساختند و طريقي از روشنايي بر زندگي‌مان گشودند كه به سرچشمه فيض ازلي و كوثر معارف احمدي منتهي مي‌شود.

باشد كه از هر تراوش خامه ارادتمان، شكرانه‌اي شِكربار بر دفتر سينه‌مان نقش بندد و به پاس اين همه محبت و عنايت، توفيقي مسرّت‌بار در نگارش مشق عشق يار و حديث نَعت دلدار مشمولمان گردد و شايستگي ثنا و سپاس قطره‌اي از درياي لطف و محبت پدر ارجمند و الهي، و مادر مهربان و روحاني‌مان را در اين مجال مختصر داشته باشيم و ترنّم شكر را زمزمه هميشه‌جاري قلم و بيانمان نماييم و گوهر طهارت و معرفت را در حريم قدسي‌شان بجوييم.

شميم معرفت

حاليا، اينك زمان آن است كه در گلزار جان‌بخش وجود روح الله سيري عارفانه كنيم و در شطّ خروشان عشقش وضويي خالصانه سازيم و در محراب حُسن جمالش سجده‌اي عاشقانه نماييم و در انديشه‌هاي بكر عرفانش غور كنيم و از لب لعل‌فشانش بهره حيات بريم و از طور سيناي حقايقش قَبَسي گيريم و از شاخسار بلند توحيدش خوشه‌ها چينيم و در ميكده مِهرش پيمانه‌ها پُر كنيم و رنگ و ننگ خويش را بر باد دهيم.

تسبيح و تقديس بي‌پايان قدسيان و افلاكيان بر روح مطهر و معطر پير ميكده عشق، ساقي دشت جنون، ناجي عصر فنون، قبله‌گاه عارفان و مقتداي عاشقان، شير غرّنده بيشه ملك و آهوي مُشكين گلشن ملكوت، روح بلند خدايي، بزرگ‌مرد انديشه‌هاي ناب عرفاني، داراي ابعاد وسيع الهي، مستجمع جميع صفات روحاني و محور كشش‌هاي روحي و معنوي، حضرت امام خميني(س) كه به فضل و مدد انفاس قدسي‌اش جرثومه‌هاي فساد مضمحل شد و استخوان‌هاي پوسيده نظام‌هاي استبداد در هم شكست و درخت خشكيده اسلام برگ و ثمر يافت و به جاذبه نگاه عارفانه و وجه نوراني‌اش هزاران هزار قافله دل در چنبر عشق و جنونش گرفتار گشت و از شميم بهشتي‌اش مشام جان‌ها به عطر دل‌انگيز صدق و صفا آكنده گرديد.

آن امام دل‌ها، نه تنها پيشتاز ميدان جهاد و شهادت و يكه‌تاز عرصه علم و فقاهت؛ كه يگانه طائر تيزپرواز سپهر عرفان و حقيقت، و يكتا مسندنشين اريكه عشق و طهارت بود و زلال فيوضات الهي از مجراي وجود پرجودش بر همگان جاري مي‌شد. او به يقين، يكي از كامل‌ترين جلوه‌هاي كمال بشري و يكي از فروزان‌ترين انوار جلال و جمال الهي بود كه در زماني تلألؤ يافت كه از اسلام ناب محمدي جز پوسته‌اي باقي نمانده بود.

اژدهاي سياه جهل و خدعه بر جان و مال و ناموس مردمان چنبره زده بود و پنجه خونريز شياطين زر و زور و تزوير، حنجره حقيقت را سخت فشرده بود. غبار سنگين و سياه خفقان و دلهره، فضاي قلب‌ها را فرا گرفته بود و مردمانِ مشتاق روشني، سال‌ها در انتظار طلوع جان‌بخش جمال آفتاب، غريبانه لحظه‌هاي سخت بي‌كسي را مي‌شمردند؛ تا آن‌كه مشيت رحماني بر اين قرار گرفت كه خورشيد هدايت در آسمان حقيقت بدرخشد و از شعشعه حضورش ديو سياه كفر و نفاق، چهره در پسِ ظلمت خويش كشد و شجره مباركه توحيد و معرفت در سرزمين روح و جان آدمي غرس گردد.

آري، امام خميني(س) فرهنگبان بزرگ اسلام و از نوادر و نوابغ روزگار ما است كه وجود ملكوتي‌اش انعكاس شعاع معرفت، و روح قدسي‌اش جام جهان‌نماي حقيقت، و گفتار معنوي‌اش تجلّي نور هدايت بود كه مُلهم از آيات نوراني قرآن كريم و منبعث از كلمات گوهربار انبياي عظام و اولياي كرام(ع) و همسو با ارزش‌هاي متعالي مكتب انسان‌ساز و هدايت‌بخش اسلام اصيل محمّدي(ص) بود؛ پس آن‌دم كه صدف سپيد معاني دهان بگشايد، نام اطهر خميني(س) بسان درّي غلطان بدرخشد و جلوه‌گري نمايد.

استاد الهي و پدر روحاني ما، در فرازي از كتاب گرانقدر و نفيس خويش «زن، طائر فردوس يا ساحر دوزخ» در بيان منزلت والاي اين شمس فروغمنند معنويت و قمر تابان هدايت چنين مي‌فرمايد: «امام خميني(س) خورشيدي بود كه از غرب تجلّي كرد و پس از رحلت، روح مقدّسش همچون قطرات باران، شرق و غرب عالم، بالاخص ايران را به زيور گل‌هاي خوشبوي عرفان در نسل جوان آراسته كرد.»[1]

او مصباح هدايت گم‌گشتگان سراي كثرت و راهگشاي تلاشگران طريق وحدت و منادي اسلامِ زنده و پويا بود. او بر بلنداي مناره زمان، آيت ايمان بر لب و رايت اسلام بر دست، مرغان اسير دام و دانه را از چاه ناسوتي تن به جاه لاهوتي دل شوق پرواز داد و اذهان گسيخته را بر مدار محور عشق و توحيد و عرفان متمركز ساخت تا با دو بال صدق و اخلاص بر فراز بي‌كران آسمان معرفت اوج گيرند و بر سدرة المنتهاي حقيقت آشيان گزينند و جان‌هايشان را از مِي مستي‌فزاي وحدت سيراب سازند؛ چنان‌كه خود مي‌فرمود: «مادامي كه در حال غشوه عالم طبع و مستي شراب هيولا هستي، نمي‌تواني خود و خوديت خود را شهود كني و كتاب ذاتت را بخواني و زيور حقيقت وجودت را قرائت كني. پس اي عزيز! از اين ستم‌آباد تاريك و خانه وحشتناكِ وحشت‌زا و نشئه تنگ و تاريك به درآي و بخوان و پرواز كن!»[2]

استاد رحماني ما در فرازي از كتاب ارزشمند «انسان كامل، مرآت خفيه» در وصف سرچشمه مكارم اخلاقي و سرمنشأ مناقب روحاني امام خميني(س) چنين فرمودند: «حضرت امام خميني(س) از جمله ره‌يافتگان محفل مقرّبين ولايت و نوشندگان كوثر غدق معارف انسان كامل مي‌باشد. ايشان از همان اوان جواني ضمير شيفته و مستعدّ خود را با كتاب روحاني قرآن كريم مأنوس و مألوف ساخته، صفحه دل را با قرآن كريم طهارت و صفا بخشيد و از صميم قلب، مشتاق هدايت ناميان ارباب صدق و حال، و زبدگان اصحاب عشق و كمال بود؛ تا اين‌كه در سنّ 27 سالگي مرواريد مكنوني را كه جوياي آن بود، در صدف وجود عارف كامل و عاشق واصل،‌ آقاي شاه‌آبادي يافت. از اين‌رو، پروانه‌وار با قدم استوار تسليم و ادب، گرد شمع دل‌فروز آن روح لطيف و خبير به طوافي عاشقانه نشست و خاك پاك آستان آن مرد الهي را سجده‌گاه مودّت و سرمه بصيرت دل خويش ساخت و از زمزم عرفان ناب او چشيد و در سرادق ملكوتي آن طائر قدسي، ره‌توشه ولايت و معرفت و سرمايه فتوت و محبت برگرفت.»[3]

حضرت امام در ميان اساتيد بزرگوار خويش، نسبت به استاد عرفانش،‌ حضرت آيت الله شاه‌آبادي احترام خاصي قائل بود و در اوج خضوع و خشوع، معمولاً از ايشان به عنوان «شيخ عارف كامل ما شاه‌آبادي، روحي فداه» ياد مي‌نمود و به مدت هفت سال در محضر اين عارف محبوب و فيلسوف مشهور، زانوي ادب و ارادت نهاد و به كسب علوم معنوي و سير و سلوك الهي پرداخت و به تمامي رهروان راه خويش درس تهذيب نفس و تحصيل معرفت از محضر پاكان واصل آموخت و سامان‌دهي كشور را مرهون سازندگي و سلامتي نفس معرفي نمود.

اين چهره برجسته و نام‌آور عالم اسلام با صلابت و فتوت خويش توانست سدّ كفر و الحاد را در هم شكند و پايه‌هاي نظام حق و حقيقت را در سرار جهان ظلمت‌زده استوار گرداند و عصر تاريك تمدّن و دين‌ستيزي را به عرصه معنويت و دين‌پروري مبدّل سازد و ابواب مشاهدات و مكاشفات معنوي را به روي پويندگان وادي طلب و جويندگان ماء غدق باز گشايد و بر ذرّات عالم، نور عشق پاشد و آن زمان كه تجلّي نور لطيفش به سر حدّ كمال رسيد، در افق نامنتهاي عشق پنهان گشت و در لاهوت مقرّبان سكنا گرفت. به درستي كه «خميني روح خدا بود در كالبد زمان و روح خدا جاودانه است و اين سنّت تغيير ناپذير ربوبي است كه مردان بزرگ كه مظهر حقيقت ناب‌اند، چون در گذرند، خورشيد وجودشان در افقي بالاتر بر آسمان جان انسان‌هاي حقيقت‌جو طلوع خواهد كرد و انديشه و آرمان‌هايشان سلسله‌جنبان تاريخ خواهد بود.»[4]

شخصيت گرانقدر امام خميني(س) را بايد از منظر عرفان متعالي‌اش نگريست؛ انساني صاحب مرتبت والاي معنوي با قدرتي مافوق مادي و بشري كه توانست جهاني را متحوّل سازد و با استعانت از تفضّلات و توجّهات ربوبي خويش و با اتّكا به عروه وثقاي ولايت در مسير سبز حقيقت گام بردارد و با انفاس مسيحايي و قدسي‌اش روح حيات‌بخش معنويت را بر كالبد خفته ساكنان ناسوت بدمد و راهيان گلزار معاني را از چشمه‌هاي هميشه جوشان كوهسار وجودش سيراب سازد و افق‌هاي روشن و بديع، و طريق پويايي و پايايي انقلاب اسلامي را برايشان ترسيم نمايد.

عرفان والاي امام نه‌تنها سبب عزلت و انزواي حضرتش از اجتماع انساني نشد كه باعث رهايي جامعه از انزواطلبي و حضور پياپي در صحنه پياپي در صحنه‌هاي گوناگون گشت به‌گونه‌اي كه سرافرازان جان‌نثاري چون شهيد مصطفي چمران، حكماي فرزانه‌اي همچون شهيد مرتضي مطهري، و عاشق دلباخته و اهل بصيرت و درايتي چون مقام معظم رهبري، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي را در مكتب الهي خويش تربيت نمود و به جامعه اسلامي و انساني تقديم داشت.

و به‌راستي، مجاهدان جان‌بركفي كه در اين مكتب آسماني رشد و پرورش يافتند، در طول ساليان دفاع مقدس، عاشقانه به مصاف دشمنان داخلي و خارجي رفتند و توطئه معاندان را نقش بر‌آب نمودند و دل به شطّ خروشان انقلاب ناب خميني(س) سپردند و تمام هستي خود را مشتاقانه در طبق اخلاص گذاردند در مسلخ عشق سر نهادند و جان فشاندند و مردانه از كيان اسلامي و حريم نواميس اسلامي پاسداري نمودند.

آري، در گهواره عشق خميني(س) فرزنداني تربيت شدند كه از عصاره طهرات و معرفت چشيدند و درس شجاعت آموختند و اوّلين الفباي شهادت را بر قاموس جنگ و رشادت انشا نمودند و گوي سبقت از همگان ربودند و نام تابناك خميني(س) و ياد اطهر شهيد را تا ابد بر تارك تاريخ اسلام ثبت و ضبط كردند.

آن مقتداي عارفان و كعبه آمال عاشقان با درك صحيح و جامع از مكتب جهان شمول اسلام و پيروي از سيره نبوي و خطّ مشي حضرات معصومين(ع)، در حفظ و صيانت از ارزش‌هاي اخلاقي و معنوي كشيد وسينه سينايش را در برابر تير‌هاي بلا و حوادث سخت روزگار گسترد و از هيچ قدرتي جز قدرت لايزال پروردگارش بيم و هراس نداشت و چونان مولايش، امير مؤمنان(ع)، شير ميدان حماسه و فتوّت بود؛ چنان‌كه مي‌فرمود:

«هيهات كه خميني، در برابر تجاوز ديوسيرتان و مشركان و كافران به حريم قرآن كريم و عترت رسول خدا و امت محمد(ص) و پيروان ابراهيم حنيف، ساكت و آرام بماند و يا نظاره‌گر صحنه‌هاي ذلّت و حقارت مسلمانان باشد... قدرت‌ها و ابرقدرت‌ها و نوكران آنان مطمئن باشند كه اگر خميني يكّه و تنها هم بماند، به راه خود... ادامه مي‌دهد و به ياري خدا در كنار بسيجيان جهان اسلام، اين پابرهنه‌هاي مغضوب ديكتاتورها، خواب راحت را از ديدگان جهانخواران و سرسپردگاني كه به ستم و ظلم خويشتن اصرار مي‌نمايند، سلب خواهد كرد... من با اطمينان مي‌گويم: اسلام، ابرقدرت‌ها را به خاك مذلّت مي‌نشاند. اسلام، موانع بزرگ داخل و خارج محدوده خود را ي

 
 

مرتبط باموضوع :

 امام خميني و انقلاب اسلامي ايران( فاطمه قرباني)  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 3211 مشاهده
 جستاري در زندگي حضرت شهربانو(سلام الله علیها)  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 4424 مشاهده
 زن ریحانه ملکوتی (فاطمه حمزه اي )  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 2150 مشاهده
 معجز عشق( طاهره قمری)  [ پنجشنبه، 11 دي ماه، 1348 ] 1759 مشاهده
 
 
 
امتیاز دهی به مطلب
انتخاب ها

 فایل پی دی اف فایل پی دی اف

 گرفتن پرينت از اين مطلب گرفتن پرينت از اين مطلب

 ارسال به دوستان ارسال به دوستان

 گزارش این پست به مدیر سایت گزارش این پست به مدیر سایت

اشتراک گذاري مطلب